پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

214

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

او همسفر كربلا شوند . « 1 » بر خلاف جبههء باطل كه به انسان‌ها به عنوان ابزارى براى تأمين خواسته‌ها و منافع خويش مىنگرند ، در جبههء حق ، مؤمن ارزش و كرامت دارد ، كرامتش هم نشأت گرفته از ارزش حقّ است ، انسان‌ها احترام دارند و به لحاظ ايمانشان مورد تكريم‌اند . معيار هم ، تقوا و ايمان و تعهد است ، نه رنگ و زبان و قبيله و نژاد و منطقهء جغرافيايى . امام حسين ( ع ) در عاشورا ، به ياران خويش عزّت بخشيد ، آنان را با وفاترين ياوران حق دانست . خود را به بالين يكايك ياران شهيدش مىرساند و سرِ آنان را بر دامن مىگرفت . بين آنان تفاوت قائل نمىشد . هم بر بالين علىّ اكبر ( ع ) حاضر شد ، هم بر بالين غلام خويش . « 2 » برتر و دشوارتر از جهاد با دشمن بيرونى ، مبارزه با تمنّيات نفس و كنترل هواى نفس و خشم و شهوت و حبّ دنيا و فدا كردن خواسته‌هاى خويش در راه « خواستهء خدا » ست . اين خودساختگى و مجاهده با نفس ، زيربناى جهاد با دشمن بيرونى است و بدون آن ، اين هم بى ثمر و يا بى ثواب است ، چون سر از ريا ، عُجب ، غرور ، ظلم و بى تقوايى درمىآورد . كسى كه در « جبههء درونى » و غلبه بر هواى نفس ، پيروز باشد ، در صحنه‌هاى مختلف بيرون نيز پيروز مىشود . « 3 » براى مقابله با فشارهاى درونى و بيرونى و غلبه بر مشكلات در راه رسيدن به هدف ، پايدارى و استقامت لازم است . بدون صبر ، چه در امر مبارزه و چه هر كار ديگر نمىتوان به نتيجه رسيد . براى اين كه مصيبت‌هاى وارده و دشوارىهاى راه ، انسان را از پاى درنياورد ، بايد صبور بود . اين ، دعوت دين در همهء مراحل است و در عاشورا نيز با اين جلوهء عظيم روحى روبه رو هستيم و آنچه حماسهء كربلا را به اوج ماندگارى و تأثيرگذارى و فتح معنوى رساند ، روحيّهء مقاومت امام حسين ( ع ) و ياران و همراهان او بود . « 4 » عزّت ، چه به عنوان خصلت فردى يا روحيّهء جمعى به معناى مقهور عوامل بيرونى نشدن ، شكست ناپذيرى ، صلابت نفس ، كرامت و والايى روح انسانى و حفظ شخصيّت است . به زمين سفت و سخت و نفوذناپذير « عُزاز » گفته مىشود . آنان كه از عزّت برخوردارند ، تن به پستى و دنائت نمىدهند ،

--> ( 1 ) . همان ، ص 51 . ( 2 ) . همان ، ص 54 . ( 3 ) . همان ، ص 59 . ( 4 ) . همان ، ص 65 .